چُرت بعداز ظهر!
>> ۱۵ مرداد ۱۳۸۸
امروز بعد از ظهر که به خونه بر میگشتم، سر راه با این صحنه روبرو شدم:
بیچاره ها غرق خواب بعداز ظهر بودند.
چند تا عکس که گرفتم یکیشون بیدار شد و زل زد بهم:
ولی بازم پا نشدند تا این که یه تیکه کاغذ از کیفم بیرون افتاد و همین فراریشون داد!!!